غرق در دریای سکوت ،
وای که عجب مواج است این دریا ...
فریادی از سکوت ،
سکوتی که سرشار است از ناگفتنی ها ...
سخنی بی دلیل ،
عجب این سد سکوت مقاوم است ...
ناله ای غمگین ،
اکنون بشکست سد این سکوت ...
منتظرای بیقرار ،
همان افراد همیشگی ...
چشمانی بینا اما نابینا ،
گوشهایی شنوا اما نا شنوا ...
اکنون برداشتی خطا ،
اینبار سوال و پاسخی اشتباه ....
و
بغضی سرد ،
سقوط اشکهایی یخی ...
ناگهان تردید ،
تردیدی از پس اضطراب ...
از شکستی بی صدا ....
حال ،
اشک و شیون و ناله و آه ...
گویا کسی به خاک نشست ،
درست همان زمان که باید می دیدید و میشنیدید
ندیدید و نشنیدید .....