تبليغاتX
  Location via proxy:   [ UP ]  
[Report a bug]   [Manage cookies]                




امروز تولدم بود ؟!

 

"سنگ قبرم را نمی سازد کسی

مانده ام در کوچه های بی کسی

بهترین دوستم مرا از یاد برد

سوختم ، خاکسترم را باد برد" *

تا چند سخن ، سکوت نشستن

تا به کی  در  امتداد   شکستن

روز ها شمردن  از آخر به آخر

باز بن بست  از اول شکست ِ روز ِِ آخر

از ساعت گذشتن به تقویم رسیدن

در اوج بی کسی ها حزین مرگ دیدن

ز درد ی بی تقصیر ، رسیدن اونور تقدیر

آخر به تقدیر ،  خاموش ز شعله تقصیر

گذشتن از مرز ِ وجود ، آغاز این گریز ِ

فرار است ز خویشتن ، کجا پناه بردن

میگفتم نمیشم چنین ساده فراموش

اما چراغ یادها به من گشته خاموش

اون روز ِ شوم گذشته خیلی آسون ٫٬

با مردن حقایق تو قصه های ویرون

مسافری غریبه ، نشسته زیر بارون

غصه نخور غریبه ! منم زدم بیابون

 

  از * به بعد نوشته شده توسط خودم ( مهرنوش )

 

تولدم مبارک ... 

 

درچهارشنبه 6 تیر1386ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط مهرنوش نوشته شد|