Location via proxy:   
[Report a bug]   [Manage cookies]                



دوشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۵

عزیزترین ، مهربانترین !

در کدامین فصل مرا به فراموشی سپردی ؟

 به کدامین راهزن، بار سفرمان را بخشیدی ؟

به کدامین رهگذر تازه ، مرا فروختی ؟

من؛

از فصل برگریزان نیامده بودم!

من؛

از شاخه های درختان بی برگ،

 از اندوه دلتنگی یک روز

از کمین خورشید پشت ابرها نیامده بودم 



[ دوشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۵ - 21:38 ]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۵
بارش شهابي برساووشي 27 تير هر سال همزمان با برخورد زمين با توده ذرات فعال مي شود و تعداد شهابهاي آن به تدريج افزايش مي يابد تا در حوالي 22 مرداد به اوج خود مي رسد.در اين هنگام زير آسمان تاريك مي توان شاهد 60-40 شهاب در ساعت بود.پس از آن تعداد شهابها به تدريج كاهش مي يابد تا اينكه در 3 شهريور با خروج زمين فعاليت آن به پايان مي رسد.  
 

وقتي ذرات گرد وغباري كه در فضاي بين سيارات قرار دارند وارد جو زمين مي شوند در اثر سرعت بالا و اصطكاك شديد به وجود آمده مي سوزند و به صورت شهاب ديده مي شوند. در آسماني صاف و تاريك ممكن است در هر ساعت چند  شهاب مشاهده كنيد كه در نقاط مختلف آسمان ظاهر و به سرعت محو مي شوند. اما در شبهاي خاصي از سال تعداد شهابها به يكباره زياد مي شود كه به اين پديده «بارش شهابي»  گفته مي شود. بارش هاي شهابي در اثر ورود توده اي از ذرات به جو زمين به وجود مي آيند. اين ذرات با سرعت هاي زياد(چند ده كيلومتر در ثانيه) و تقريبا" به طور موازي وارد جو مي شوند. در نتيجه از ديد ناظر زميني به نظر مي آيد كه همه شهابها از يك نقطه آسمان خارج مي شوند كه به اين نقطه كانون بارش گفته مي شود.

كانون بارش در هر صورت فلكي باشد، بارش شهابي به نام آن خوانده مي شود. منشاء بسياري از بارش هاي شهابي، دنباله دارها هستند. اين صخره هاي يخي با حركت خود ذرات ريزي به جا مي گذارند. با  نزديك شدن دنباله دار به خورشيد تعداد ذرات به جا مانده افزايش مي يابد. بنابراين مدار دنباله دار مملو از ذراتي مي شود كه با همان سرعت دنباله دار و تقريبا" در همان مدار به دور خورشيد گردش مي كنند. به دليل حركت متناوب زمين به دور خورشيد ، سياره ما در زمان مشخصي از سال به نزديكي مدار دنباله دار مي رسد و با برخورد به اين ذرات بارش شهابي رخ مي دهد.

 

تاريخچه

بارش شهابي برساووشي يكي از معروفترين بارش هاي شهابي ساليانه است كه در2 2-21 مرداد به اوج فعاليت خود مي رسد. شايد به جرات بتوان گفت كه بارش شهابي برساووشي، يكي از شورانگيزترين فستيوالهاي ساليانه نجومي باشد كه در شب هاي گرم تابستان منجمان آماتور را گردهم مي آورد. نخستين گزارشات رصد اين بارش به بيش از 2000 سال پيش بر مي گردد كه در شرق دور(چين،ژاپن و ...) ثبت شده است. دنباله دار منشاء بارش برساووشي دنباله دار سويفت-تاتل است كه در سال 1862 توسط لوييس سويفت از نيويورك و هورس تاتل از رصدخانه هاروارد كشف شد. چند سال پس از كشف اين دنباله دار بود كه «شياپارلي» با كمك محاسباتش نشان داد كه دنباله دار سويفت-تاتل منشاء بارش شهابي است. اين اولين بار بود كه ارتباط بارش شهابي و دنباله دار به اثبات مي رسيد. افزايش فعاليت بارش برساووشي در سالهاي 63-1861 تاييد كننده اين مطلب بود. دوره تناوب دنباله دار سويفت-تاتل حدود 130 سال است و آخرين بار در اوايل ده 1990 به حضيض خود رسيد و در سالهاي 1992و 1991 سرعت ساعتي سمت الراسي(ZHR) آن به بيش از 200 رسيد. اما در سالهاي بعد  بارش برساووشي به فعاليت معمول خود ادامه داد تا اينكه همانطور كه انتظار مي رفت در سال گذشته ZHR  اين بارش به 200 رسيد.

امسال چه خبر؟

بارش شهابي برساووشي 27 تير هر سال همزمان با برخورد زمين با توده ذرات فعال مي شود و تعداد شهابهاي آن به تدريج افزايش مي يابد تا در حوالي 22 مرداد به اوج خود مي رسد. در اين هنگام زير آسمان تاريك مي توان شاهد 60-40 شهاب در ساعت بود.پس از آن تعداد شهابها به تدريج كاهش مي يابد تا اينكه در 3 شهريور با خروج زمين فعاليت آن به پايان مي رسد.

امسال اوج بارش شهابي برساووشي حدود 3 بامداد 22 مرداد اتفاق مي افتد. كانون بارش در ساعت 9 شب طلوع مي كند و تا صبح در بالاي افق قرار خواهد داشت اما وجود ماه و نزديكي آن به كانون باعث مي شود كه آسمان محل رصد  روشن باشد و بخش زيادي از شهابها از دست برود. بنابراين بارش شهابي برساووشي امسال ظهور قابل توجهي نخواهد داشت.

 
 


[ شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۵ - 23:59 ]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۸۵

اختر شناسان آمريكائي ادعا مي كنند كه ممكن است پديده اي بنام سياه چاله وجود نداشته باشد

آنها هر چه را كه در مسيرشان قرار بگيرد مي بلعند و ذهن درخشانترين دانشمندان را بخود مشغول كرده و نرمش مي دهند. اما يك گروه از دانشمندان ادعا مي كنند كه ممكن است تصوير سياه چاله ها بعنوان پديده هائي بهت آور بطور ناميد كننده اي اشتباه باشد. در واقع ، ممكن است كه اين پديده ها اصلا وجود نداشته باشند.
به گفته اين محققين ، نظر سنتي اختر شناسان در مورد كيهاني كه سياه چاله هائي نامرئي و همه چيز خوار در آن پراكنده هستند مي بايست با يك نظريه ديگر جايگزين شود. اين نظريه توپ هاي مغناطيسي و عجيبي از پلاسما را جايگزين سياه چاله ها كرده است.
 
اگر اين يافته تائيد گردد – چيزي كه برخي دانشمندان در افق واقعيت نمي بينند –  فرضيه نشات گرفته از محاسبات زمين شناس انگليسي در 1784 كه اينشتين آن را تائيد كرد و توسط چهار قانوني كه پروفسور استفن هاوكينگ آنها را مطرح كرد نيز اثبات گرديد بگونه اي اساسي واژگون خواهد شد.
اين دانشمندان كه توسط رودي شيلد در مركز اختر فيزيك هاروارد اسميتسونين سرپرستي مي شوند در زمانيكه مشغول رصد يك كوازار بودند كه در فاصله نه بيليون سال نوري از زمين پرسه مي زند چيزي را رديابي كرده اند كه به ادعاي آنها "ناقوس مرگ" فرضيه سياهچاله مي باشد.
 
اعتقاد بر اين است كه كوازارها در مركز خود داراي سياه چاله هائي هستند. اما دانشمندان براي بررسي اين فرض تعداد 14 تلسكوپ را مستقر كرده تا بگونه اي بي سابقه اين جرم را تحت نظر بگيرند. با تجزيه و تحليل سو سو زدن اين كوازار ، گروه توانست ساختار درون اين جرم را كاوش كند.
 
آنها يك چاله را در قرص مواد اطراف مركز كوازار كشف كردند كه در حال دهان باز كردن است. اين چال به بزرگي 4000 بار فاصله بين زمين تا خورشيد است. دانشمندان عقيده دارند كه اين چاله فقط مي تواند توسط موادي كه يك ميدان مغناطيسي قوي با قدرت زياد آنها را به بيرون پرت مي كند بوجود بيايد.
 
به دليل اينكه سياهچاله ها ميدانهاي مغناطيسي ندارند ، گروه دكتر شيلد در مجله Astronomical پيشنهاد مي كند كه يك گلوله چگال پلاسمائي موسوم به MECO (جرم مغناطيسي-كروي كه هميشه در حال فروريزي است) مي بايد منبع انرژي اين كوازار باشد.
 
داري ليتر ، يكي از دانشمندان اين گروه مي گويد" به نظر من اين اولين شاهد و مدركي است كه عنوان مي كند الگوي سنتي سياه چاله اشتباه مي باشد."
 
گري گيلمور از موسسه اختر شناسي دانشگاه كمبريج مي گويد كه اين فرضيه مي بايد بيشتر دانشمندان را قانع كند. وي به تجارب و آزمايشات پيشگام سال گذشته اشاره مي كند كه اولين مشاهدات مستقيم از يك سياهچاله در مركز كهكشان راه شيري را ارائه مي دادند. وي ادامه مي دهد" اين يك فرضيه متعلق به تعداد كمي از دانشمندان است و تقريبا بطور كامل اشتباه است. وي مي گويد" قبل از اينكه در مورد سياه چاله ها رصدها و مشاهداتي داشته باشيم ، در خصوص وجود و عدم وجود آنها  بحث هاي مشروعي وجود داشت. اما اكنون بسيار سخت است تصور كنيم سياه چاله وجود ندارد و ممكن است چيز ديگري بجاي آن باشد.
منبع : سایت پارس اسکای. نویسنده فرشید کریمی . از مجموعه کیهان شناسی


[ جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۸۵ - 13:09 ]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
يكشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۸۵

زمین بزرگ و باز نیست دنیای رمز و راز نیست!!!!



[ يكشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۸۵ - 14:04 ]
[ويرايش شده در : يكشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۸۵ - 14:12]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
چهار شنبه ۲۸ تير ۱۳۸۵

دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.

دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.

دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.

دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.

دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.

دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟

دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.

دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.

دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.

دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.

دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.

دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.

دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند

 

 

 



[ چهار شنبه ۲۸ تير ۱۳۸۵ - 20:38 ]
[ويرايش شده در : چهار شنبه ۲۸ تير ۱۳۸۵ - 20:40]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۵

نامه مادر زین الدین زیدان منتشر شد

 

ابراهیم نبوی

e.nabavi@roozonline.com

۲۵ تیر ۱۳۸۵

 

در پی برخی شایعات در مورد درگیری اخیر زین الدین زیدان و ماتراتزی، بازیکن ایتالیایی در مسابقه فینال جام جهانی و اظهارات زیدان مبنی بر ارائه برخی فحش های مربوط به خواهر و مادرو به دنبال عذرخواهی زین الدین زیدان از مردم و همچنین در پی ارسال نامه حمایت علاء الدین بروجردی از زیدان و برخی موارد دیگر، نامه مادر زیدان از بیمارستانی در پاریس منتشر شد. این نامه جز اینکه یک سند معتبر تاریخی است، یک کاوش درونی در احوال مادری رنج کشیده است که خود ا در معرض بی آبرویی دیده و به همین دلیل با سرنوشت مبارزه می کند. ترجمه این متن توسط یک مترجم انجام شده است.

 

زیزو جان!**

 

این نامه را از بیمارستان برایت می نگارم. در حالی که قلب این مادر برای پسرش می تپد و آرزو دارم که بزودی از قفس تنگ بیمارستان مرخص و به منزل بازگشته، که به قول پدرت، هیچ جا خانه خود آدم نمی شود. و دلم می خواهد زودتر بیایم و دیده به دیدار آن زیزو و لوسیا جان و دسته گل های شما تازه نمایم. اما در این حال خواهرت بیمارستان آمد و به من گفت که شما در فوتبال دعوا نمودی و قلب مرا پر از اشک نمود.

 

زیزو جان!

این چه کاری بود که شما با ماتراتزی نمودی؟ روزی که اولین بار پدرت برای تو توپ فوتبالی چرمی خریده و به شما داد، مگر با شما شرط نکرد که در فوتبال دعوا نکنی و اگر عصبانی شدی به جوان مردم لگد نزنی و در بازی کتک کاری ننمائی و شیشه خانه همسایه ها نشکنی. در تلویزیون صدبار هم بیشتر فیلم تو را نشان دادند که با سرت توی سینه آن جوان مادرمرده و او را نقش بر زمین نمودی. این کارها چی بود کردی؟ مگر تو لات شدی؟ مگر تو مثل این آشغال های پونت اواز شدی که کله می زنی؟ آیا عهد پدر را فراموش کردی و آبروی خانواده را می بری؟ آیا شعر « بودلر» شاعر بزرگ فرانسوی را که خودت با خط خوش در جوانی نوشته بودی فراموش کردی که می فرماید:

ارزش ندارد آن که پریشان کنی دلی

سر برشکم بکوبی و بی هیچ حاصلی

 

زیزو جان! جان مادر!

این خبرها چیست که در روزنامه ها و تلویزیون ها درباره شما می گویند؟ من اینها را شنیده و از خجالت سر زیر پتو کرده، گریه می کنم. مگر تو به من قول ندادی که وارد سیاست نشوی؟ چون به قول پدرت سیاست پدر و مادر ندارد و هرکس وارد آن شد بدبخت و بی آبرو می شود. آیا وارد سیاست شدی که من خبر ندارم؟ یک نفر گفت که چند نفر از رهبران سیاسی ایران برای تو نامه نوشته و از شما حمایت کرده. مگر شما چکار کردی که اینها از شما حمایت می کنند؟ زیزوجان! چرا به فکر آبروی من و خواهر و لوسیا جان و فرزندانت و خانواده نیستی؟ ما از دست این مسلمانها فرار کردیم و آمدیم اینجا، چرا اینها را دنبال خودت راه انداختی؟ تو مگر خدای ناکرده مثل این مسلمانهای بانلیو شدی که به تو می گویند تروریست؟ و اگر آن جوان مادر مرده به تو نگفته تروریست، چرا این تروریست ها از شما حمایت می نمایند؟ به قول شاعر بزرگ لافونتن

با بد منشین و حرف بد نشنو

ای عزیز جان دل من زیزو

 

زیزو جان!

قربان آن سرت بروم که هر مویت که ریخته است یک گل زده و یک افتخار کسب کردی. این همان سر نازنین بود که وقتی بچه بودی شپش هایت را با انگشتان رنجور خودم می گرفتم. تو باید با این سر به توپ بزنی و برای فرزندان و لوسیا جان افتخار کسب کنی، نه این که به سینه یک جوان مادر مرده یتیم بزنی. زورت زیاد شده یا فریب شهرت دنیا را خوردی؟ تو که این جوری نبودی. مگر آن جوان با تو چه کرده بود؟ خودت گفتی که به تو فحش خواهر و مادر داد. تو به خاطر فحش خواهر و مادر به او کله زدی؟ مگر تو نمی دانی که فحش باد هواست؟ مگر تو مثل این لات های غیرتی شدی که کله می زنی؟ شما که لوسیا جان همسر عزیزت و عروس نورچشم من، قبلا رقاصه و مدل عکاسی بوده است، باید چشمت به دنیا باز باشد، نه اینکه مثل این لاتهایی که غیرتی هستند، تا یک فحش می شنوند غیرتی بشوی. صدبار به شما گفتم که هرچه سر به زیر و مودب باشی برای خانواده بهتر است. آیا پند مادرت را فراموش کردی؟

ای کاش دیروز مرده بودم و این چیزها را نمی دیدم. چند نفر از این همسایه های قدیمی که از دست شان فرار کردیم آمده بودند به دیدار من، با من یک جوری حرف می زدند انگار که من تروریست هستم و بخاطر عملیات استشهادی به بیمارستان افتاده ام و آنها به من افتخار می کنند. مرده شور افتخارشان را ببرد که آبروی مرا پیش دکترها و درومحله بردند. من که بخاطر تروریست ها بیمارستان نیامدم، من دریچه قلبم گشاد شد و درد زیادی دارم. اینها چه بی آبرویی است که آخر عمری سر من می آوری؟

 

زیزو جان!

مادر شما را نصیحت می کند که دیگر از این کارها ننمائی و کاری نکنی که مسلمانها از شما حمایت کرده و آبروی خانوادگی مان را ببرند. اگر یک بار دیگر کله زدی، دیگر نه من نه شما، تو را عاق می کنم و دیگر به رویت نگاه هم نمی کنم.

 

لوسیا جان را سلام دارد و بچه ها، انزو و لوکا و تئو و الیاس را از جای من ببوس.



[ سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۵ - 10:50 ]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
يكشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۵

ترکیبی شگفت‌انگیز از آب و خاک و سرما

دوربین مدارگرد مریخ که بر روی فضاپیمای نقشه‌بردار مریخ نصب شده است، نمایی نزدیک از آب‌راه‌های شکل‌گرفته در دیواره شمالی گودالی بدون نام را به‌تصویر کشیده است.

این گودال در 47.4 درجه جنوبی و 322.8 درجه غربی مریخ، در غرب هلاس پلانیشیا (Hellas Planitia) قرار گرفته است و حرکتی از اجرام سنگین (مانند رانش زمین) در ترکیب با جریان رودخانه‌ای موسمی ( آشغال‌های مملو از آب)، آب‌راه‌هایی را در سطح خشک سیاره سرخ پدید آورده است. آن‌طرف‌تر از این آب‌راه‌ها، در سمت چپ تصویر، تپه‌هایی از شن روان دیده می‌شود که آن‌ها هم با شبنم‌های زمستانی پوشیده شده‌اند. طول تصویر معادل 3 کیلومتر است و نمایی از زمستان مریخ را در نیم‌کره شمالی سیاره سرخ نشان می‌دهد.
نقشه‌بردار سراسری مریخ از سال1377 / 1998 بر گرد سیاره سرخ گردش می‌کند و هر چند روز اطلاعات دقیقی از توزیع غبار و دما در سراسر سیاره سرخ ارسال می‌کند. آزمایشگاه پیشرانش ناسا مسوولیت کنترل این فضاپیما را برعهده دارد.

 



منبع خبر : پایگاه اطلاع‌رسانی نقشه‌بردار سراسری مریخ، آزمایشگاه پیشرانش جت، ناسا

عکس بزرگتر



[ يكشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۵ - 13:55 ]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵

سیاه‌چاله‌های جهان آغازین، برخی قوانین فیزیک را دور زدند تا بتوانند به‌سرعت رشد کنند و به ابعاد بزرگتر دست پیدا کنند. با این یافته یکی از قدیمی‌ترین معماهای سیاه‌چاله‌ها حل شده است، این‌که سیاه‌چاله‌های بسیار سنگین چگونه توانسته‌اند این‌قدر سریع در آغاز جهان تشکیل شوند.

شرح عکس: جت‌هایی از ماده که به رنگ صورتی نمایش داده شده است، از یک جفت سیاه‌چاله ابرسنگین در خوشه کهکشانی آبل400 به بیرون فوران می‌کنند. این تصویر ترکیبی از تصاویر پرتوی ایکس رصدخانه فضایی چاندرا و تصاویر رادیویی VLA است.

مارتا ولونتری و مارتین ریس، اخترفیزیک‌دانان دانشگاه کمبریج در جدیدترین تحلیل‌های خود تمام عوامل مهم تاثیرگذار در رشد سیاه‌چاله‌ها را درنظر گرفته‌اند و نشان داده‌اند که رشد بسیار سریع سیاه‌چاله‌ها غیرممکن نیست. دلیل این پدیده هم احتمالا این است که این موجودات، حتی تابش‌هایی را که به‌هنگام بلعیدن مواد اطراف تولید می‌شوند، جذب می‌کنند و از بروز یک انفجار مخرب جلوگیری می‌کنند.
معمای رشد سریع سیاه‌چاله‌ها زمانی مطرح شد که اخترشناسان توانستند ابر سیاه‌چاله‌های بسیار عظیمی را در مرزهای جهان قابل رویت رصد کنند که هریک میلیاردها برابر خورشید سنگینی داشته‌اند. این درست که سیاه‌چاله‌ها نامریی هستند، اما موادی که به‌درونشان سقوط می‌کند، در اثر اصطکاک داغ می‌شوند و پرتوهای پرقدرت ایکس ساطع می‌کنند. این تابش‌های بسیار پرانرژی از دور، شبیه به ستارگان به‌نظر می‌رسد و از این رو، اخترشناسان آنها را اختروش نام نهاده‌اند.
دانشمندان تا به امروز نمی‌توانستند توضیح دهند که این سیاه‌چاله‌ها چطور توانسته‌اند این همه ماده را در شرایطی جمع‌آوری کنند که زمان زیادی از مهبانگ نگذشته بود. یکی از راه‌حل های پیشنهادی این است که سیاه‌چاله‌های آغازین به شکلی توانسته‌اند از سد یکی از مهم‌ترین قوانین محدودکننده فیزیک اجرام آسمانی عبور کنند. این قانون که حد ادینگتون نام دارد، رشد اجرامی را که با جذب مواد بزرگ می‌شوند، محدود می‌کند. حد ادینگتون در سیاه‌چاله‌ها، به این شکل است که اگر سیاه‌چاله‌ای مواد اطرافش را خیلی سریع ببلعد، قرص برافزایشی مواد بسیار داغ می‌شود و چنان انرژی عظیمی را آزاد می‌کند که عملا منفجر می‌شود و چیزی برای جذب شدن باقی نمی‌گذارد؛ بنابراین رشد سیاه‌چاله متوقف می شود.
برخی از فیزیک‌دانان حدس زده بودند که احتمالا سیاه‌چاله راهی برای فرار از حد ادینگتون پیدا کرده است، بدین شکل که انرژی ساطع شده از قرص برافزایشی را پیش از آن‌که فرصتی برای متلاشی کردن قرص داشته باشد، می‌بلعد! به‌نظر آنها، در داخلی‌ترین بخش‌های قرص که بسیار چگال هم هستند، پرتوهای ایکس مرتب با مواد برخورد می‌کنند و شرایط بسیار دشواری را برای فرار به فواصل دورتر تجربه می‌کنند، تا آن‌که درنهایت مانند دیگر مواد اطراف به کام بی‌انتهای سیاه‌چاله فرو می‌افتند.
اما این فقط یک حدس بود و مشخص نمی‌کرد آیا این سیاه‌چاله‌ها می‌توانند آن‌قدر سریع رشد کنند که دیگر محدودیت‌ها را هم بشکنند یا خیر؛ به‌ عنوان مثال، زیاد پیش می‌آید که ابرهای غنی از مواد خام، این مهمان مفت‌خور را بیرون می‌کنند و در نتیجه سیاه‌چاله‌ها به فضای میان ستاره‌ای پرتاب می‌شوند. در فضای میان ستاره‌ای هم که چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شود و رشد سیاه‌چاله متوقف می‌شود.
اما تحیل‌های ولونتری و ریس نشان داده است که اگر آهنگ بیرون شدن سیاه‌چاله‌ها از کهکشان‌های میزبان نسبتا اندک باشد، این سیاه‌چاله‌ها از سرعت کافی برای رشد برخوردارند. البته شرایط دیگری هم برای درست بودن این پیش‌بینی لازم است که دانشمندان در حال بررسی درستی آنها هستند.

 



منبع خبر : New Scientist



[ شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵ - 14:19 ]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵

اگر سطح ماه را با تلسکوپ دیده باشید، حتما عوارض پیچ‌خورده‌ای را روی سطح آبله‌گون قمر زمین دیده‌اید که شبیه به خامه روی قهوه است. این عوارض مسطح که لونارسویرل (پیچ‌وتاب‌های روی ماه) نام دارند، توده‌های غبار رنگ‌پریده‌ای هستند که در الگوهایی پیچ‌خورده روی سطح تاریک‌تر ماه پخش شده‌اند. جالب این‌جا است که میدان مغناطیسی این مناطق با محیط اطرافشان تفاوت دارد. برخی دانشمندان حدس زده‌اند که میدان مغناطیسی این نواحی از برنزه‌شدن خاک ماه بر اثر باد‌های خورشیدی جلوگیری می‌کند و الگویی غیرعادی را پدید می‌آورد.

یک فنجان قهوه داغ را تصور کنید که رنگ کاملا تیره‌ای دارد. حال یک قطره شیر روی آن بریزید و فنجان را آرام تکان دهید. قطره آرام آرام در مسیرهایی مارپیچ بر سطح قهوه پخش می‌شود. اگر این تصویر را یک میلیون بار بزرگ کنید، به الگویی می‌رسید که در پیچ‌خوردگی‌های روی ماه دیده می‌شود! به‌نظر می‌رسد لونارسویرل‌ها جلگه‌هایی پیچ‌وتاب خورده از غبار رنگ‌پریده سطح ماه باشند که ده‌ها کیلومتر بر سطح این قمر پیچ خورده‌اند. آنها کاملا مسطحند و میدانی مغناطیسی از آنها محافظت می‌کند. باب لین، استاد دانشگاه کالیفرنیا، برکلی که چهل سال است این پدیده را مطالعه می‌کند در مورد آنها می‌گوید:« ما هنوز نمی‌دانیم این پیچ‌خوردگی‌ها چیستند، فقط فهمیده‌ایم که بسیار عجیبند ».

یکی از بزرگ‌ترین این پیچ‌خوردگی‌ها را می‌توان با یک تلسکوپ آماتوری هم دید. این عارضه که رینرگاما نام دارد، نزدیک ساحل غربی اقیانوس طوفان‌ها (Oceanus Procellarum) واقع شده و در نگاه اول همانند گودالی برخوردی به‌نظر می‌رسد که به شکل غریبی نامنظم است. راستش را بخواهید، سیاره‌شناسان هم تا سال‌ها فکر می‌کردند که این عارضه یک گودال عجیب است، اما در سال 1966، لونار اوربیتر2 با پرواز بر فراز این منطقه توانست تصاویری از رینرگاما تهیه کند. این تصاویر سیاه‌وسفید و کم کیفیت نشان داد این پدیده هرچه باشد، یک گودال نیست.
چندی بعد، دو پیچ‌خوردگی دیگر نیز پیدا شد. این دو دقیقا در آن سوی ماه، مقابل بسترهای برخوردی بین دریای باران‌ها (Mare Imbrium) و دریای شرقی (Mare Orientale) واقع شده‌اند. به‌نظر می‌رسید برخوردی در یک سوی ماه منجر به پدید آمدن پیچ‌خوردگی‌هایی در سوی دیگر ماه می‌شود، اما کسی نتوانست این پدیده را توضیح دهد.
در سال 1972، لین و همکارانش به‌طور اتفاقی کشف کردند که این پیچ‌خوردگی‌ها خواص مغناطیسی دارند. این کشف هم مانند بسیاری دیگر از کشفیات علمی، زمانی اتفاق افتاد که این گروه بر روی موضوع کاملا متفاوتی مطالعه می‌کردند؛ دنباله مغناطیسی زمین، ادامه میدان مغناطیسی زمین که بر اثر برهمکنش بادهای خورشیدی با این میدان بیش‌از یک‌ونیم میلیون کیلومتر در فضا کشیده شده است. لین و همکارانش برای بررسی این دنباله دو ماهواره کوچک ساختند و از ناسا خواستند آن‌ها را در مدار ماه قرار دهد. ماه ، جای بسیار مناسبی برای آزمایش این دنباله مغناطیسی است، زیرا در هر گردش ماهیانه خود به دور زمین از میان این دنباله عبور می‌کند.
این ماهواره‌ها را سرنشینان آپولو15 در سال 1971 و آپولو16 در سال 1972 در مدار ماه قرار دادند و چندی بعد، آشکارسازهای الکترون و مغناطیس‌سنج‌های نصب‌شده روی ماهواره‌ها، جمع‌آوری اطلاعات را آغاز کردند. نتایج ارسالی این ماهواره‌ها اطلاعات ارزشمندی را از دنباله مغناطیسی زمین فراهم کرد، اما دانشمندان توانستند به اطلاعات مهم‌تری از ماه نیز دست پیدا کنند.

هنگامی‌که ماهواره‌ها از فاصله صد کیلومتری سطح ماه عبور می‌کردند، میدان مغناطیسی عجیبی را ثبت می‌کردند. این میدان مغناطیسی از سطح ماه خارج می‌شد، تا ارتفاع بالایی صعود می‌کرد و حسگرهای ماهواره‌ها را تحت تاثیر قرار می‌داد. دانشمندان نتیجه گرفتند که ماه دارای میدان مغناطیسی است، اما این میدان برخلاف میدان سراسری زمین، شبیه به لحافی بزرگ بود که جای‌جای آن را سوراخ کرده باشند.
قوی‌ترین میدان مغناطیسی برفراز پیچ‌خوردگی‌های ماه ثبت شده بود. میدان مغناطیسی در سطح این پیچ‌خوردگی‌ها چند صد نانوتسلا (میدان مغناطیسی زمین سی‌هزار نانو تسلا است) اندازه‌گیری شد و جالب این بود که جهت‌گیری میدان مرتب تغییر می‌کرد.
لین هنوز هم معتقد است که این میدان‌های مغناطیسی عجیب، نقش مهمی در منشا این پیچ‌خوردگی‌ها برعهده دارند. او حدس می‌زند حدود چهار میلیارد سال پیش، ماه هسته‌ای از آهن مایع داشت و بالتبع یک میدان مغناطیسی سراسری هم در اطراف این قمر وجود داشت. اگر سیارکی به ماه برخورد می‌کرد، ابری از گاز رسانای الکتریکی (یک محیط پلاسمایی) تشکیل می‌شد که اطراف ماه را دربر می‌گرفت و میدان مغناطیسی ماه را به عقب می‌راند. این ابر می‌توانست در نقطه‌ای کاملا مقابل محل برخورد سیارک بسته شود و میدان مغناطیسی را در آنجا متمرکز کند. میلیون‌ها سال بعد، هسته ماه سرد ‌شد و میدان مغناطیسی سراسری ماه از بین رفت، اما قوی‌ترین بخش‌های میدان مغناطیسی باقی ‌ماندند و همان پیچ‌وتاب‌‌هایی را تشکیل دادند که امروز می‌بینیم.
این نظریه می‌تواند ظاهر روشن و خامه‌مانند (!) این پیچ‌وتاب‌ها را توضیح دهد. برخی از پژوهشگران نشان داده‌اند که برخورد بادهای خورشیدی به سطح ماه، آن را در درازمدت تیره می‌کند. اما میدان مغناطیسی این پیچ‌وتاب‌ها سبب می‌شود بادهای خورشدی بازتاب شوند و آنها روشن باقی بمانند. اگر این نظر درست باشد، این پیچ‌خوردگی‌ها، سایه‌ای سفید از پیچ‌وتاب‌های میدان مغناطیسی بر فراز این نواحی است.
این نظریه بسیاری از مشکلات را پاسخ می‌دهد، اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: دو پیچ‌خوردگی ماه دقیقا در مقابل یک گودال برخوردی قرار دارند، اما رینرگاما چنین خاصیتی ندارد. بنابراین نظریه برخورد سیارک و ایجاد ابر پلاسمایی برای این پیچ‌خوردگی مناسب نیست. چه باید کرد؟
خوشبختانه ناسا قصد دارد به ماه بازگردد و شواهد بیشتری جمع‌آوری کند. مدارگرد بازاکتشافی ماه، LRO، نخستین ابزاری است که در سال 2008 رهسپار قمر زمین خواهد شد و با دوربین بسیار پیشرفته خود که به پرتوهای لیزر مجهز است، نقشه‌هایی سه‌بعدی از تمام سطح ماه تهیه خواهد کرد. دانشمندان از هم‌اکنون منتظر تصاویر هیجان‌انگیز این مدارگرد از پیچ‌خوردگی‌های ماه هستند.
یکی دیگر از ابزارهای ناسا به نام نقشه‌بردار کانی‌شناسی ماه، قرار است در سال 2008 سوار بر فضاپیمای هندی چاندرایان1 رهسپار ماه شود. این ابزار به یک طیف‌نگار فروسرخ مجهز است که می‌تواند پوسته ماه را بررسی کند و جزئیات دقیقی از ترکیبات شیمیایی موجود در سطح ماه را آشکار کند. این ابزار نیز تمام سطح ماه را بررسی خواهد کرد.
سا‌ل‌ها است سیاره‌شناسان در جستجوی پاسخ این پرسشند که این پیچ‌وتاب‌ها از چه ساخته شده‌اند؟ آیا آنها واقعا مسطحند؟ چرا این پیچ‌وتاب‌های خامه‌ای با پوسته قهوه‌مانند متفاوتند؟ اما شاید پاسخ این‌ها در یک فنجان قهوه نهفته باشد!

 
منبع خبر : Universetoday.com



[ شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵ - 14:10 ]
[ويرايش شده در : شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵ - 14:16]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]
جمعه ۲۳ تير ۱۳۸۵

Explanation: How can two stars create such a strange and intricate structure? Most stars are members of multiple-star systems. Some stars are members of close binary systems where material from one star swirls around the other in an accretion disk. Only a handful of stars, however, are members of an intermediate polar, a system featuring a white dwarf star with a magnetic field that significantly pushes out the inner accretion disk, only allowing material to fall down its magnetic poles. Shown above is an artist's depiction of an intermediate polar system, also known as a DQ Hercules system. The foreground white dwarf is so close to the normal star that it strips away its outer atmosphere. As the white dwarf spins, the columns of infalling gas rotate with it. The name intermediate polar derives from observations of emitted light polarized at a level intermediate to non-disk binary systems known as polars. Intermediate polars are a type of cataclysmic variable star system.

 



[ جمعه ۲۳ تير ۱۳۸۵ - 13:32 ]

[ پيام ()|| مسافر ] [عمومي] [+]

 

 

+ سحابی پنجه گربه
+ Elliptical Galaxy Centaurus A from CFHT
+ The Antennae
+ Wind from a Black Hole
+ چرندیاتی دیگر....
+
+
+
+ سياره دهم؟
+
+
+ نکاتی عجیب درباره هرم
+
+
+ ...اين مطالب تا کنون از رسانه های ايران منتشر نشده...
+
+
+
+ فرياد زير آب


صفحات :

1 2 3